• «انسان خلاصه‌ای ازآنچه که دارد نیست، بلکه مجموعه‌ای است ازآنچه ندارد و آنچه که می‌تواند داشته باشد.» ژان پل سارتر

تربیت زیست‌ محیطی زرتشتی با تاکید بر اهمیت آن برای توسعه پایدار

زمان تقریبی مطالعه: ۲۷ دقیقه

تربیت زیست محیطی زرتشتی

هدف این پژوهش بررسی تربیت زیست محیطی زرتشتی با تاکید بر اهمیت آن بر توسعه پایدار با استفاده از روش های توصیف، تحلیل و استنتاج است. توسعه یک جانبه در دهه های اخیر، تخریب محیط زیست و منابع طبیعی؛ افزایش فقر، گرسنگی و نابرابری را در پی داشته است. در مقابل، توسعه پایدار به نوعی سازواری و یکپارچگی بخش های مختلف ارجاع دارد، یعنی توسعه به صورتی که تمام جوانب همۀ بخش ها (اقتصادی، محیطی، انسانی)، تمام کشورها و حتی نسل های آینده را در نظر بگیرد. در این راستا تربیت زیست محیطی نقشی اساسی ایفا می کند. آیین زرتشت به عنوان دینی که از قدمتی دیرینه برخوردار و در شکلگیری آموزه های سایر ادیان بزرگ موثر بوده است، بر آبادانی، حفظ و حراست محیط زیست تاکید داشته است. در نتیجه تربیت زیست محیطی زرتشتی نیز با تاکید زیادی که بر حفظ و حراست و پاس داشتن محیط زیست و عناصر طبیعی دارد، می تواند برای توسعه پایدار الهامبخش باشد.

مقدمه

انقلاب صنعتی که با پیشرفت ها و تحولات بزرگ در صنایع، کشاورزی و تولید در قرون هجدهم و نوزدهم میلادی رخ داد، نوید زندگی سرشار از رفاه، فراوانی و آبادانی را با خود به همراه داشت. از این رو بشر سرمستانه در جهت استخراج هر چه بیشتر منابع طبیعی و تبدیل آنها به انواع کالاهای مصرفی تمام دانش انسانی و نیروی کار ماشینی را به خدمت گرفت. اما به مرور با عوارض سهمناک این توسعه طلبی یک جانبه، روبرو گردید. تخریب محیط زیست، تغییرات اقلیمی، افزایش گازهای گلخانه‌ای، بالارفتن دمای زمین، نازک شدن لایه ازن، از بین رفتن و انقراض گونه های گیاهی و حیوانی، از جمله عوارضی بودند که بقای اکوسیستم و به تبع آن انسان را تهدید می کرد. در چنین شرایطی بود که لزوم تغییر رفتار در جهت مدیریت عاقلانه‌ تر و کارآمدتر کلیه منابع برای کاهش تاثیرات مخرب محیطی مطرح شد. این نوع رفتار مسئولانه که بهره برداری طولانی مدت از منابع طبیعی را بدون عوارض مخرب و به خطر انداختن زندگی نسل های آینده، در بر داشته باشد، در مفهوم «توسعه پایدار»[۱] در دهه هفتاد و بویژه دهه هشتاد قرن بیستم در نظر گرفته شد (Klarin, 2018, p. 68). به طور کلی در مفهوم توسعه پایدار که به تنظیم و سامان بخشی تعامل انسان و محیط و روابط انسان با انسان ناظر است، علاوه بر تخریب محیط زیست و منابع طبیعی؛ عوارضی چون افزایش فقر، گرسنگی و نابرابری نیز لحاظ شده است (زاهدی، نجفی، ۱۳۸۵، ص ۶۵). بنابراین توسعه پایدار به نوعی سازواری و یکپارچگی بخش های مختلف ارجاع دارد یعنی توسعه به صورتی که تمام جوانب همۀ بخش ها (اقتصادی، محیطی، انسانی)، تمام کشورها و حتی نسل های آینده را در نظر بگیرد و این ذهنیت را مورد توجه قرار دهد که اقدامات ما در همه جا، در تمام جنبه ها و در آینده نیز تاثیر خواهند داشت (Strange & Bayley, 2008, p. 24). برای سامان دادن و پیش بردن چنین توسعه ای عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید نقش ایفا کنند.

منطقی به نظر می رسد که در این میان تعلیم و تربیت نیز یکی از محورهای اساسی برای نهادینه سازی فرهنگ توسعه پایدار در نسل های نقش آفرین آینده باشد. از این رو و از آنجا که محیط زیست و حفظ و حراست آن یکی از ابعاد اساسی توسعه پایدار است، «تربیت زیست محیطی»[۲] نیز امروزه به عنوان یکی از موضوعات مهم در مباحث تعلیم و تربیت در دهه های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. هرچند مفهوم تربیت زیست محیطی برای اولین بار در اواسط دهه هفتاد میلادی مطرح شد (Palmer & Neal, 2003, p. 12) اما آموزه های تربیتی مرتبط با حفظ و حراست محیط زیست در برخی ادیان و آیین های کهن سابقه ای دیرینه داشته است. آیین زرتشت به عنوان دینی که از قدمتی دیرینه برخوردار و در شکلگیری آموزه های سایر ادیان بزرگ موثر بوده است، بر آبادانی، حفظ و حراست محیط زیست تاکید داشته است. از این رو این پژوهش بر آن است تا الهامات و آموزه های تربیت زیست محیطی زرتشتی را در جهت یاری رساندن به توسعه پایدار مورد بررسی قرار دهد.

روش تحقیق

در این پژوهش از توصیف، تحلیل و استنتاج استفاده شده است. بدین ترتیب که ضمن توصیف باورهای آیین زرتشت به استناد متون به جا مانده از آن، به تحلیل وجوه تربیتی آن از جنبه زیست محیطی پرداخته شده و سپس مبانی تربیت زیست محیطی زرتشتی استنتاج گردیده و الهامبخشی آن برای توسعه پایدار مورد بررسی قرار گرفته است.

چارچوب مفهومی

در این بخش ابتدا لازم است که مفاهیم اساسی بحث را مورد بررسی قرار دهیم. همان طور که هرست و پیترز اشاره کرده اند، «تربیت»[۳] مفهومی بسیار سیال است و در دوران و فرهنگ های مختلف برداشت ها و تعابیر مختلفی از آن به عمل آمده است. بنابراین برداشت ها از چنین مفهومی را باید به شکل یک پیوستار دید که در یک سوی آن برداشت قدیمی و کلی ای وجود دارد که صرفا به فرایندهای بزرگ شدن یا پرورش در ارتباط با یک امر مطلوب یا دانشی مشروط اشاره می کند. در سوی دیگر طیف، مفهوم تربیت به فرایندهایی دلالت دارد که نتیجه آن ایجاد حالت هایی است که مستلزم گستردگی، عمق و مطلوبیت دانش و درک است (هرست، پیترز، ۱۳۸۹، ص ۵۰). دیدگاه اخیر علاوه بر بر تاکید بر ارزشمندی و مطلوبیت آنچه که در اثر تربیت در متربی رشد می کند، رشد دانش و فهم را نیز از استلزامات این مفهوم می داند. بنابراین به طور کلی می توان تربیت را شامل فرایندهایی دانست که در جهت رشد برخی صفات و ویژگی ها و همچنین توسعه دانش و فهم متربی صورت می گیرد.

«محیط»[۴] را می توان مجموعه اوضاع جاری دانست که فرد یا جامعه را در بر گرفته و به نحوی رفتار و فعالیت های آنها را تحت تاثیر قرار می دهد (کاویانی راد، تهامی، ۱۳۹۲، ص ۲۴۵). محیط صرفا وجهی طبیعی ندارد و به دلیل حضور و فعالیت انسان باعث دگرگونی محیط طبیعی به محیط جغرافیایی می شود. بدین ترتیب محیط جغرافیایی ترکیبی از محیط انسان ساختۀ ناشی از نظام اجتماعی-اقتصادی و محیط طبیعی است که دارای کنش متقابل هستند که منجر به پویندگی و تداوم حیات اجتماعی می شوند (کاویانی راد، تهامی، ۱۳۹۲، ص ۲۴۵). به این ترتیب «کلمه محیط زیست، در واقع کوتاه ترین و بهترین راه برای اشاره به تنوعی از مکان ها، فرایندها و اشیایی است که به خاطر مزایا یا معایبشان برای جوامع خاصی اهمیت دارند؛ مانند جنگل ها، شهرها، دریاها، آب و هوا، خانه ها، تالاب ها، سواحل، کوه ها، توده های جمعیتی، زمین ها، جاده ها.» (اُنیل و دیگران، ۱۳۹۶، ص ۱۹).

با توجه آنچه دربارۀ مفاهیم تربیت و محیط زیست گفته شد، «تربیت محیط زیستی»[۵] را می توان آموزشی دانست که به افراد کمک می کند تا دانش بیشتری در مورد محیط زیست اطراف خود کسب کرده و احساس مسئولیت بیشتری را دربارۀ رفتار و وظایف محیطی برای تقویت کیفیت محیط زیست در خود ایجاد نمایند (UNESCO, 1978). از این تعریف و با در نظر گرفتن آنچه دربارۀ مفهوم توسعه پایدار گفته شد، مشخص است که توسعه پایدار در جهت ارتقای الگوهای توسعه با ابتنای بر استفادۀ خردمندانه از منابع و تحکیم عدالت و پایداری، ارتباط نزدیکی با آموزش زیست محیطی می یابد (Sauve, 1996, pp. 8-9).

ضرورت پژوهش

محیط زیست با تعریف پیش گفته از وجوه مختلف برای ما انسان ها دارای ارزش و اهمیت است. «اول اینکه ما از آن (محیط زیست) و با کمک آن زندگی می کنیم، زیرا ابزاری برای زندگی و وجود ماست. دوم ما در آن زندگی می کنیم. خانه و مکان های آشنای ماست که زندگی روزانه مان در آنجا اتفاق می افتد و معنا پیدا می کند؛ مکان هایی که تاریخچه های شخصی و اجتماعی دارند. سوم اینکه ما با آنها زندگی می کنیم، زندگی ما به رغم وجود یک دنیای طبیعی و تاریخچه آن که قبل از ما وجود داشته است اتفاق می افتد، دنیایی که بعد از ما نیز تا زندگی آخرین بشر ادامه خواهد داشت.» (اُنیل و دیگران، ۱۳۹۶، ص ۲۰). بدین ترتیب آشکار است که زندگی ما از وجوه مختلف با محیط زیست درهم تنیده و از آن جدایی ناپذیر است، به طوری که هر نوع تخریب و صدمه به محیط زیست مستقیما کیفیت زندگی ما و آیندگان را متاثر ساخته و حتی حیات و بقای ما را تهدید می کند. و براساس شواهد، در حال حاضر این نوع تخریب های زیست محیطی به حدی بحرانی رسیده است و امروزه در گفتمان های مختلف، بسیار به «بحران زیست محیطی» اشاره می شود. «شواهدی وجود دارد که خبر از رشد روزافزون خطرات جهانی که متوجه سیستم اکولوژیکی که زندگی انسان بدان وابسته است می دهد (مانند نازک شدن لایه اوزون و تغییر پرسرعت دمای هوا و گرم شدن کره زمین). شاید این فجایع در حال حاضر مورد توجه بسیاری از مردم نباشند و بدان توجهی نکنند، ولی در آینده ای نزدیک این وضع تغییر خواهد کرد.» (اُنیل و دیگران، ۱۳۹۶، ص ۲۱). با این وضع ضرورت پژوهش در تربیت زیست محیطی در پیوند با توسعه پایدار مشخص می شود.

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

در رابطه با مبانی نظری ارتباط آیین زرتشتی با محیط زیست و پیشینه این بحث شاید مناسب باشد این سوال را مطرح کنیم که: «آیا اساسا ارتباطی میان نگرش محیط زیستی رایج با تعالیم زرتشت وجود دارد؟» شاید بتوان در میان محققان به دو نظر کلی در این باره اشاره کرد. فولتز و سعدی نژاد (۲۰۰۷) در مقالۀ خود با عنوان «آیا زرتشتیگری یک مذهب زیست محیطی است؟» دو نگرش مذکور را مورد توجه قرار داده اند. نویسندگان در این مقاله ادعای دهالا، پژوهشگر هندی، را که دین زرتشت را «نخستین دین محیط زیست گرا» معرفی کرده بود (Dhalla, 1991)، مورد بحث قرار داده اند.  ادعایی که توسط پژوهشگران دیگری نیز تکرار شده یا مورد ارجاع قرار گرفته است (Oshidari, 2001; Mehr, 2003; Choksy, 2005). فولتز و سعدی نژاد، به طور کلی محیط زیست گرا بودنِ ( به معنای امروزی این اصطلاح) آیین زرتشت را مورد تردید قرار می دهند (Foltz & Saadi-nejad, 2007). از نظر آنها دعوت دین زرتشتی برای حراست، حفاظت و پاک نگاه داشتن محیط زیست و طبیعت، ماهیتی اساسا الهیاتی و آیینی دارد و از ثنویتِ (اهورامزدا-اهریمن یا خیر-شر) موجود در الهیات این دین ناشی می شود. بنابراین طبیعت نیز به دو بخش اهورایی و اهریمنی تقسیم می شود که بخش اهورایی را باید پاسداری کرد و بخش اهریمنی را نابود نمود. فولتز و سعدی نژاد این تمایز را در تضاد کامل با علم اکولوژی و دانش محیط زیستی امروزی می دانند که بر اساس آن وجود هر موجود و هر گونۀ زیستی برای بقا و تعادل اکوسیستم، ضرورتی حیاتی دارد (Foltz & Saadi-nejad, 2007, p. 427). بنابراین به طور کلی دو نظر عمده دربارۀ ارتباط آیین زرتشت و محیط زیست در میان محققان قابل تشخیص است: گروهی که آیین زرتشت را اساسا یک «دین زیست محیطی» می داند و عده ای که در این امر تردید دارند. با این حال در اینکه تاکید زیادی بر حفظ و حراست طبیعت و محیط زیست در متون زرتشتی وجود دارد، اشتراک نظر وجود دارد و اختلاف بر سر نگرش فکری و تئوریکی است که در پس این تاکید قرار دارد. با اینکه در سطح بین المللی پژوهش های مختلفی در رابطه با ارتباط تعالیم زرتشت و محیط زیست، انجام شده اما از وجه تربیت زیست محیطی، به آیین زرتشت و بویژه نسبت این ارتباط با توسعه پایدار پرداخته نشده است.

در رابطه با پیشینه تحقیق در ایران نیز می توان به برخی پژوهش های معدود اشاره کرد که در آنها سعی شده است به مسئلۀ محیط زیست از دیدگاه آیین زرتشتی پرداخته شود. ابراهیم نیا (۱۳۸۳) در مقاله ای با عنوان «اهمیت محیط زیست در ایران باستان» دیدگاه آیین زرتشتی در این زمینه را مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش علاوه بر اشاره به تقدیس عناصر اربعه و اهمیت و احترام طبیعت و محیط زیست، به مسئله بهداشت فردی و توجه به حیوانات و جانداران در آیین زرتشتی پرداخته شده است. عباسی و همکاران (۱۳۹۱) نیز بخشی از تحقیق خود با عنوان «اخلاق زیستی از منظر ادیان غیرابراهیمی» را به آیین زرتشت اختصاص داده اند که بیشتر از منظر بهداشتی و پزشکی به اخلاق زیستی در آیین زرتشت پرداخته است و بخش مختصری نیز به حفاظت محیط زیست اختصاص دارد. صبوری فر نیز در مقالۀ «بررسی آموزه های زرتشتی در پاسداشت محیط زیست» این مسئله را مورد توجه قرار داده و معتقد است که زرتشت شیوه زندگی کوچ نشینی را باعث تخریب محیط زیست و اهریمنی دانسته و در مقابل شیوه زیست کشاورزی را موجب آبادانی و حفظ محیط زیست و اهورایی می دانسته است (صبوری فر، ۱۳۹۴، ص ۱۰)، که البته این ادعا با دانش امروزی چندان سازگار به نظر نمی رسد، زیرا به نظر می رسد شیوۀ زندگی کشاورزی نیز عوارض منفی بسیاری بر محیط زیست و اکوسیستم داشته است. عروج نیا و هوشنگی (۱۳۹۵) نیز در تحقیق «متون دینی زرتشتی و محیط زیست: نقش انسان در آبادانی زمین و طبیعت» با بیان اینکه موجودات عامل آلودگی ها در آیین زرتشت اهریمنی به حساب می آمده، به خطا در تعیین مصداق این موجودات به دلیل نگاه سنتی اشاره کرده اند (ص ۱۲۹). تنها مقالۀ مرتبط تر به مسئلۀ تحقیق حاضر، «چشم انداز توسعه در تعالیم زرتشت» از رحیمی و مومنی (۱۳۸۲) است که تعالیم زرتشت را عالی ترین و پخته ترین شیوۀ فرهنگ اخلاقی می دانند و معتقدند که از نظر زرتشت، تنها اعمال، گفتار و اندیشه های نیک می تواند پاسخگوی نیازمندی های اخلاق بوده و با متعادل ساختن زندگی، انسان را به توسعه ای پایدار رهنمون شود (۱۵۹). این پژوهش نیز، تعالیم زرتشت را برای توسعه به طور کلی، مورد توجه قرار داده و به محیط زیست صرفا به عنوان بخشی از توسعه پایدار پرداخته است و در این زمینه نیز به اظهار چند بند از متون زرتشتی در تقدیس برخی عناصر طبیعی و اهمیت حفظ پاکیزگی طبیعت بسنده شده است.

با توجه به بررسی پیشینه موضوع، می توان نتیجه گرفت که با اینکه پژوهش های نسبتا متعددی دربارۀ جنبۀ محیط زیستی آیین زرتشت انجام شده اما ما در میان تحقیقات خارجی و ایرانی به پژوهشی که به طور خاص تربیت زیست محیطی در آیین زرتشت و ارتباط آن با توسعه پایدار را مد نظر قرار دهد، برخورد نکردیم.

اهمیت بررسی موضوع از منظر تعالیم زرتشت

با وجود بحران های مبتلابه زیست محیطی جهان امروز در اهمیت بررسی تربیت زیست محیطی و نسبت آن با توسعه پایدار تردیدی نیست، اما چرا بررسی این مسئله از منظر تعالیم آیین زرتشت نیز مهم است؟ دو دلیل عمده عامل این اهمیت است: یکی اهمیت تاریخی خود آیین زرتشت و دیگری اهمیت موضوعات محیط زیستی و تکرر آنها در متون زرتشتی است.

مری بویس (۱۳۸۴، ص ۲۳)، آیین زرتشتی را کهن ترین دین وحیانی می داند که بیش از هر دین دیگری بر جهان بشری تاثیرگذار بوده است. از نظر بویس کیش زرتشتی، علاوه بر اینکه دین رسمی سه شاهنشاهی بزرگ در ایران از سده ششم پیش از میلاد تا سدۀ هفتم میلادی بوده، آموزه های آن توسط سه دین بزرگ ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) و حتی برخی فرقه های گنوسی و بودایی نیز اخذ شده است. از طرف دیگر دین زرتشتی، خود، مبتنی بر سنت های کهن ایران باستان و حتی باورهای هندواروپاییان بوده و بنابراین «آگاهی از آن، درک پیشرفت های معنوی بشر در طول هزاره ها را فزونی می بخشد. کیش زرتشتی همچنین دینی اصیل است با شماری آموزه های ویژه و برجسته، که توانسته است به پیروانش، زندگانی هدفمند و رضایت بخشی اعطا کند و ارادتی عمیق را در آنان بیدار سازد. از این رو، این کیش، هم به خودی خود، و هم به سبب جایگاهش در تاریخ ادیان، بسی درخور مطالعه است.» (بویس، ۱۳۸۴، ص ۲۳).

در ارتباط با وجه دوم اهمیت بررسی مسئله از منظر آیین زرتشت، باید گفت در آیین زرتشت به طبیعت دوستی، حفاظت از محیط زیست و پاکیزگی  آن تاکید شده است (رضوی، ۱۳۸۴، ص ۱۷۲). به دلایلی که در ادامه مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت، قسمت عمده ای از مخلوقات و عناصر طبیعی نقشی اساسی در باورهای زرتشتی دارند و به همین دلیل چنانکه اشاره کردیم برخی محققان، زرتشتیگری را نخستین دین زیست محیطی جهان می دانند (Dhalla, 1991). با وجود اینکه برخی مخالف این باورند (Foltz & Saadi-nejad, 2007)، اما در اینکه محیط زیست اهمیتی اساسی در آیین زرتشت دارد، اجماعی عمومی وجود دارد، که این حقیقت، خود، اهمیت پرداختن به این موضوع از منظر آیین زرتشت را دوچندان می سازد.

مبانی الهیاتی تربیت زیست محیطی در آیین زرتشت

ایزدشناسی و کیهان شناسی زرتشتی حاکی از اهمیت اساسی طبیعت و محیط زیست در آیین زرتشتی است. (صبوری فر، ۱۳۹۴، ص ۱۰) در یزدان‌شناسی زرتشتی، اهورامزدا در بالای سلسله‌مراتب وجود قرار دارد و بعد از او فرشتگان بزرگ قرار دارند که امشاسپندان نامیده می‌شوند. این فرشتگان یاری‌دهنده اهورامزدا در امر آفرینش هستند. پس از فرشتگان، ایزدان قرار دارند که هر یک نسبت به جایگاه خود، وظیفه مشخصی را بر عهده دارند. ایرانیان پیش از زرتشت، ایزدان بسیاری را می پرستیدند که به طور عمده در سه گروه جای می گرفتند:

  • ایزدان فرمانروا که آنان را اهوره‌ها می گفتند
  • ایزدان جنگجو به نام دئوه‌ها
  • ایزدان مظاهر طبیعت

«تا پیش از زرتشت، در فرهنگ کهن ایران و اقوام ایرانی، همواره خدایانی که عمدتا عناصر نگهبان و نگهدار مظاهر طبیعت بودند، مورد پرستش قرار می‌گرفتند. زمین، دریا، گیاهان، حیوانات، آب، باد، خورشید و … هر یک ایزد مخصوص به خود را داشتند» (انصاری، ۱۳۹۶، ص ۱۰). یکی از نوآوری های زرتشت آن بود که پیروانش را از پرستیدن دئوه‌های هولناک و خشن (که بعدها دیو نامیده شدند) باز می دارد و در مقابل، اهوره‌ها را سزاوار پرستش اعلام می‌کند و یکی از آنان را به عنوان اهورامزدا در راس ایشان قرار می دهد. زرتشت طی اصلاحاتی مذهبی، جایگاه الهی خدایان کهن ایرانی را تنزل داد و بلندترین جایگاه را به اهورامزدا داد. با این حال بسیاری باورها و مناسک کیش کهن توسط زرتشت پذیرفته شد.

در برابر اهورامزدا به عنوان آفرینندۀ خیر، نیکی و راستی، اهریمن قرار دارد که عامل شر و ناراستی و بدی است. از این رو در آموزه های زرتشتی ستایش اهریمن و دیوان نفی می شود. اهریمن با اینکه خالق بدی، شر، اندوه و فساد و خرابی محسوب می شود اما قدرت اهورامزدا را ندارد. «اهریمن به معنای واقعی کلمه، خدا و خالق نیست. گرچه آورده اند که او در ازل، برای رویارویی با جهان روشنایی ها، دیوان و شرور بی شماری را پدیدار می سازد، اما قادر به آفرینش کالبد مادی برای آنان نیست؛ بلکه ظهور آن در گیتی با رخنه در کالبدهای مادی ممکن است.» (آقایی، ۱۳۸۷، ص ۷۲) از اینجاست که جنگ خیر و شر به طبیعت نیز تسری می یابد.

احکام دین زرتشتی «ریشه در آموزه های ثنوی پیامبر و نیز در پیوندی دارد که وی در بین امر معنوی و مادی پدید آورد. همچنان که پرستش اهوره مزدا و شش امشاسپند به رستگاری معنوی مدد می رساند، نگاهبانی از آفریدگان هفتگانه نیز به دستیابی به فرشوکرتی (احیا و جان تازه بخشیدن) مادی کمک می کند.» باور بر این بود که این مخلوقات هفتگانه به صورتی کامل خلق شده بودند و تمام نقایص آنها (از قبیل ناپاکی، بیماری، زنگار، کدرشدگی، کپک زدگی، گندیدگی، آفت و فساد) کار انگره مینیو و سپاهیان او بود. به همین دلیل جلوگیری از هر کدام از نواقص ذکر شده یا کاهش دادن آنها، کمک و یاری رساندن به پاسداری از آفرینش نیک و تضعیف دشمن مهاجم بود (بویس، ۱۳۸۴، ص ۶۹). پس آنچه معیار رفتار با طبیعت و محیط زیست را تشکیل می دهد، وابسته به این است که پدیده یا موجود مورد نظر مظهری از اهورامزدا است یا اهریمن. به همین دلیل است که موجودات مخلوق اهورامزدا (مثل آب، آتش، خاک و باد، آسمان، خورشید) مورد پرستش و تقدیس قرار می گیرند و بر حراست و پاک داشتن آنها تاکید می شود اما موجوداتی که مخلوق اهریمن که خرفستره (شامل هر موجود مضر یا چندش آور برای انسان مثل کژدم، رطیل و وزغ زشت) نامیده می شدند، ناپاک به شمار رفته، بر نابودی و کشتن آنها تاکید می شد چون به نظر ایشان این کار از بدی می کاست (بویس، ۱۳۸۶، ص ۷۰). اما از جنبه ای عملگرایانه به نظر می رسد که این نگرش، میزان سودمندی یا مضر بودن موجودات طبیعی از نظر انسان را معیار حفاظت یا نابودی آنها قرار می دهد. چرا که از نظر زرتشت غایت خلقت زمین و آسمان در جهت بهره وری انسان و استفاده نیکو از آنهاست (ابراهیم نیا، ۱۳۸۳، ص ۱۱۴). ما در اینجا به همان تفاوت عمده میان نگرش زیست محیطی معاصر و نگرش آیین زرتشت به محیط زیست برمی خوریم. در حالیکه نگرش محیط زیستی معاصر به ابتنای علم جدید، تمام موجودات جهان را در جهت حفظ تعادل و بقای اکوسیستم ضروری و ارزشمند می داند (Foltz & Saadi-nejad, 2007, p. 427)، اما در نگرش زرتشتی، برخی موجودات یا پدیدارهای طبیعی مخلوقی اهریمنی دانسته شده و نابود ساختن آنها مورد تاکید قرار می گیرد.

اخلاق محیط زیستی زرتشتی

از جمله عجایب زندگی زرتشت، انزواگزینی ده سالۀ او برای تفکر و تامل در بالای کوه بود. نتیجۀ این تاملات پی بردن به این حقیقت بود که دو نیروی خیر (اسپنتامینو) و شر (آنگرامینو) یا اهریمن بر جهان حکومت می‌کنند. او درک کرد که مردم چه راهی را باید برگزینند تا از همه رنج‌ها رها شوند. سپس از کوه پایین آمد و اصول بهزیستی و خوشبختی را ارائه کرد (رستمی‌نسب، ۱۳۸۲، ص ۶۴). در کتاب وندیداد که شامل احکام شریعت زرتشتی است به نُه اصل اشاره شده که هشتمین اصل آن مرتبط با شیوه برخورد و رفتار انسان با عناصر طبیعی و محیط زیست است. در این اصل به سپنتایی (مقدس) بودن چهار آخشیج (عنصر) آب، خاک، باد و آتش اشاره و به پاسداشت، حراست و استفاده نیکو از آنها تاکید شده است (صبوری فر، ۱۳۹۴، ص ۴). «هندوایرانیان به یک قانون طبیعی اعتقاد داشتند که نظارت می کرد تا حرکت منظم خورشید و گردش فصل ها و دوام هستی بر یک نهجِ بسامان را تضمین کند. این قانون را هندوان با نام رْتَه و قوم اوستایی با واژۀ متناظر آن یعنی اَشه، می شناختند. آنان تقدیم نیایش و قربانی به وسیلۀ مردمان را بخشی از این فرایند طبیعی می دانستند و به نظرشان این اعمال به خودی خود با تقویت ایزدان سودبخش و نیز جهان طبیعی که انسان در آن می زیست، به حفظ اشه کمک می کرد.» (بویس، ۱۳۸۴، ص ۳۰) از نظر ژان کلنز نیز «مفهوم مرکزی نظام اوستای قدیم ساختار موزون و منظم است که از آن به اشه تعبیر می‌شود. اشه اصل اصیل خلقت در مزدیسناست. در سپیده دم زمان اهوره مزدا او را به وجود آورده است. از همین جاست که او مفهومی انتزاعی است که کارکرد مطلوب کیهان را بیان می کند و نیز خدایی کوچک است که پسر اهوره مزداست.» (کلنز، ۱۳۸۶، ص ۱۲۵) جالب است بدانیم که اشه (نظم)، ضدی چون «بی نظمی» ندارد بلکه ضد آن، «نظم بد» یا «نظم دروغین» است. «مفهوم اشه دلالت های اخلاقی هم داشت، بدین سان که معتقد بودند اشه بر عمل بشری نیز باید حکمفرما باشد. حقیقت، صدق، وفا و دلیری، خصال درست بشری انگاشته می شد؛ یعنی نزد آنان فضیلت به نظم طبیعی تعلق داشت و رذیلت، تخلف از آن نظم شمرده می شد. از این رو کلمۀ اشه را دشوار بتوان ترجمه کرد و در زمینه های گوناگون، الفاظ مختلفی را بایستی در برابر آن آورد: در مورد جهان مادی، لفظ نظم را به کار می بریم و در ارتباط با جهان اخلاقی، لفظ راستی یا درستی را.» (بویس، ۱۳۸۴، ص ۳۰) از این رو «اصل دروغ یا کژی را که در برابر اشه قرار داشت، دْروگ (سنسکریت: druth) می نامیدند و اخلاقیون، بر این اساس، مردم را به دو گروه تقسیم می کردند: یکی اَشَوَن، یا پیرو راستی که نگاهدارِ اشه است و دیگر، دْروگْوَنْت یا پیرو دروغ.» (بویس، ۱۳۸۴، ص ۳۱) بنابراین راست و دروغ اخلاقی معادل نظم و نظم بد در طبیعت است. چنانکه در گات ها نیز می خوانیم: «چون پایۀ دین مزدیسنی بر راستی استوار است، همیشه سودبخش است و از آنجایی که پایۀ دین دیوپرستی بر دروغ نهاده شده همیشه زیان بخش می باشد، از این روی من می خواهم مردم به پاک منشان بپیوندند و هم بستگی خود را با دروغ پرستان به بحث بگذارند.»  (گات‌ها، ترجمه شهزادی، ۱۳۷۷، یسنا ۴۹، بند ۳). در رابطه با محیط زیست و طبیعت نیز معیار رفتار اخلاقی سازگاری آن با اصل اشه، نظم طبیعی و راستی و پرهیز از نظم بد و دروغ است. البته معیار سودمند بودن به حال انسان نیز به طور ضمنی وجود داشته است.

پیامدهای عملی اخلاق زیست محیطی زرتشتی

با توجه به آنچه در مورد مبانی اخلاق زیست محیطی زرتشتی گفته شد، می توان پیامدهای عملی آن را در مواجهه و ارتباط با عناصر طبیعت در متون زرتشتی دنبال کرد. ما در اینجا به مصادیقی از این موارد اشاره می کنیم.

  1. کار و کوشش و آبادانی

یکی از مواردی که در مواجهه با طبیعت بسیار مورد تاکید قرار گرفته، ارزش کار و کوشش برای آبادانی و سازندگی است. چنانکه در گاتها می‌خوانیم: «ما خواستاریم از زمرۀ کسانی باشیم که جهان را به سوی آبادانی و پیشرفت و مردم را به سوی راستی و پارسایی رهنمایند.» (گات‌ها، ترجمه شهزادی، ۱۳۷۷، یسنا ۳۰، بند ۹). به نظر می رسد که این تاکید بر آبادانی، تشویق به یکجانشینی و شیوه زندگی کشاورزی، در برابر تقبیح زندگی کوچ نشینی است. چنانکه آمده: «اینک سخن می گویم از راهی که برای زندگی بهترین راه ها است. راهی که از مزدا فراگرفته ام و آن راه پیروی از اشه (راستی و درستی)  است. راهی که پروردگار دانا، که چون پدری مهربان و نیک اندیش است، برقرار داشته تا با پیروی آن این زمین بکر به وسیلۀ کشاورزان کوشا بارور شود. آری مزدا از همه چیز آگاه است و نمی توان او را فریفت.» (گات‌ها، ترجمه شهزادی، ۱۳۷۷، یسنا ۴۵، بند ۴). برخی بر این باورند که زرتشت شیوه کوچ نشینی را عامل تخریب محیط زیست و بنابراین اهریمنی و شیوه زندگی کشاورزی را که باعث آبادانی و حفظ محیط زیسته تصور می شده، اهورایی می دانست. (صبوری فر، ۱۳۹۴، ص ۱۰). شواهدی بر تحول در شیوۀ زیست و برآورده ساختن نیازهای حیاتی در عصر زرتشت نمودار است. ابتدا گله داری و زیست شبانی معیشت غالب مردمان آن دوران بود. تصاویر مرتبط با گله و دام بارها و به طور پیوسته در سروده های زرتشت به تصویر کشیده می شود. اما در گذر زمان و در اوستای متاخر، نمادهای مرتبط با کشاورزی به مرور جایگزین سمبل های مرتبط با گله داری می شود (کاویانی راد، تهامی، ۱۳۹۲، ص ۲۵۵). وضعیت اجتماعی دوران زرتشت حاکی از رواج چپاولگری و غارت توسط جنگجویایی ولگرد دارد. به همین دلیل در گات ها  دشمنان زرتشت را کسانی تشکیل می دهند که از کشاورزی گریزان بوده و به شکار می پردازند. آنها گاوها را قربانی کرده یا به آنها آسیب می رساندند. البته گروه دیگر از دشمنان زرتشت نیز همان دیوپرستان کهن بودند. به این ترتیب «گات ها تصویری از جامعه ای بسیار کهن است که در دوران انتقالی جامعه شبانی به جامعه کشاورزی به سر می برد.» (کاویانی راد، تهامی، ۱۳۹۲، ص ۲۵۵). در اقلیم خشک و بیابانی با آفتاب سوزان و کم آب چون فلات ایران، کشت گندم، شخم زدن و آبیاری زمین پسندیده ترین ثواب و عمل نیکوست به طوری که با توسعه کشاورزی بر قلمرو نیکی افزوده شده و با کاشتن گندم گویی بذر عدالت و داد کاشته می شود. در مقابل، کوه های عریان و تهی از رستنی و زمین های آبیاری نشده و دریاچه های شور به دیوها تعلق دارند، دیوانی که زمستان را به وجود آورده و تمام عوامل منفی طبیعی از خشکسالی و آفات و بیماری ها از اوست. از این روست که شهریار مطلوب زرتشت پشتیبان و مدافع کشاورزان است. کسی که به آسایش و رفاه مردم و آبادانی و وفور نعمت همت می گمارد (کاویانی راد، تهامی، ۱۳۹۲، ص ۲۵۷). به همین دلیل، کشاورزی عملی مقدس محسوب می شود: «هر کشاورزی که زمین را بارور سازد، راه اشویی را می پیماید.» (گات‌ها، ترجمه شهزادی، ۱۳۷۷،  یسنا ۴۵، بند ۴). بنابراین می بینیم که اقتضای شرایط اقلیمی و زیست محیطی، باعث تکوین اصول اخلاقی ای می گردد که بر یکجانشینی و کشت و زرع تاکید داشته و این شیوۀ زندگی کشاورزی را برابر آبادانی، حفاظت از طبیعت و پیشرفت و در نتیجه رفتاری اخلاقی و پسندیده می داند و در مقابل شیوۀ زندگی کوچ نشینی را عامل تخریب طبیعت و محیط زیست دانسته، آن را امری غیراخلاقی و ناپسند می داند. این رویکرد اخلاقی از لحاظی با مفهوم توسعه پایدار سازگار و از برخی جنبه ها با آن در تضاد است. مثلا از این لحاظ که بر آبادانی همراه با حفظ محیط زیست تاکید دارد با مفهوم توسعه پایدار سازگار است اما از جهت نفی شیوۀ زندگی کوچ نشینی (به مثابه نحوی از سبک زندگی و نوعی خرده فرهنگ) با توسعه پایدار سازگار نیست. زیرا در توسعه پایدار بر تکثر فرهنگی و تنوع شیوه های زیستی تاکید می شود. از طرف دیگر اینکه کوچ نشینی بیش از کشاورزی مخرب محیط زیست و طبیعت باشد، جای تردید وجود دارد.

  1. تقدیس، حراست و پاکیزه داشتن طبیعت

امشاسپندان، فروغ های مقدس، پاک و جاویدان هستند که زرتشت در اولین مکاشفه الهی خود آنان را ملاقات کرد. هر کدام از این امشاسپندان، جلوه ای از انوار اهورامزدا هستند و هر یک سرپرست آفرینش خاصی هستند. به همین دلیل ستایش آنها با ستایش عناصر طبیعی مثل آب، خاک، هوا، گیاه و … همراه بوده است (صبوری فر، ۱۳۹۴، ص ۳). در اوستا می خوانیم: «آفریدگان اَشَوَن نخست آفریده-پیش از آفرینش آسمان و آب و زمین و گیاه و جانور خوب کُنش- را می ستاییم. دریای فراخ کرت را می ستاییم، باد چالاک مزداآفریده را می ستاییم، آسمان درخشانِ نخست آفریده-پیش از آفرینش جهانِ استومند- را می ستاییم.» (اوستا، کردۀ هفتم، بند ۴). رسالت زرتشت و ستایش مظاهر طبیعت از طرف او، به معنای پاسداشت، حراست و نجات آنان از فساد، آلودگی، تخریب و نابودی بود. که به همین دلیل در اوستا می خوانیم که آب و گیاهان و جانوران از ظهور زرتشت شادمان شدند. (موسوی، ستایش، ۱۳۹۶، ص ۷) به طور مثال اعتقاد به امشاسپند آناهیتا باعث می شد که کسی درون آب ادرار نکند یا آب دهان نیندازد. به این دلیل که آب، تجلی چهرۀ دوشیزۀ زیبای آناهیتا بود. به این ترتیب «بیدار کردن وجدان آدمی و قرار دادن تلاش او در چارچوب باورها راهی موثر در پاکیزگی تن و سلامت محیط زیست در ایران باستان بوده است. باور استواری که ایرانیان را از کار ناشایست درباره طبیعت و زندگی جانداران باز می داشت. طبیعت و محیط زیست زیبا، شادمانی اهورایی را در دل آنان پدید می آورد.» (صبوری فر، ۱۳۹۴، ص ۴). از لحاظ دیدگاه عملگرایانه معنای پرستش پدیده ها یا عناصر طبیعت در آیین زرتشت در واقع بزرگداشت، احترام و پاسداشت عواملی است که در زیست انسان موثرند و به طریقی با این ستایش ها، حق این عناصر در زندگی و بقای انسان، یادآوری شده و مورد قدردانی قرار می گیرد (موسوی، ستایش، ۱۳۹۶، ص ۷). بنابراین تقدیس، احترام، پاسداشت و حفظ و حراست و پاک داشتن طبیعت و محیط زیست از مضامین مورد تاکید و متکرر تربیت زیست محیطی زرتشتی است.

وجه دیگر تقدیس و بزرگداشت طبیعت، در جشن های متنوع زرتشتی تجلی یافته است. جشن ها در ایران باستان در ارتباط عمیقی با طبیعت بوده است. به طور مثال می توان از جشن های نوروز، مهرگان، دیگان، شب چله، سده، تیرگان، گهنبار و … نام برد که هر یک دارای فلسفه و معنایی در ارتباط با محیط زیست و طبیعت داشته اند. در آیین زرتشت جش های هفتگانه ای وجود داشتند که به اهوره مزدا، امشاسپندان و هفت آفریدۀ آنان اختصاص داشت (بویس، ۱۳۸۴، ص ۵۸). نخستین جشن به افتخار خششتره‌وئیریه و آفرینش مربوط به وی یعنی آسمان انجام می شد. آتش، به عنوان هفتمین آفریده همواره جدا از آفریدگان دیگر قرار می گیرد و نیروی حیاتی فراگیر آنان به حساب می آید. به همین دلیل هفتمین جشن نیز متمایز است که همان نوروز است که در اعتدال بهاری قرار می گیرد (بویس، ۱۳۸۴، ص ۵۹). بنابراین نوعی درهم تنیدگی فرهنگی در قالب جشن ها و مناسک با طبیعت، را در آیین زرتشتی شاهد هستیم که باز هم ارزش و اهمیت عناصر طبیعی و محیط زیستی در تربیت زرتشتی را آشکار می سازد.

الهامبخشی برای توسعه پایدار

توسعه پایدار را می توان «مدیریت روابط سیستم های انسانی و اکوسیستم ها به منظور استفاده پایدار از منابع در جهت تامین رفاه حال و آینده انسان ها و اکوسیستم ها» تعریف کرد (زاهدی، نجفی، ۱۳۸۴، ص ۲۷). همان طور که اشاره کردیم آموزش زیست محیطی نقشی اساسی در توسعه پایدار دارد زیرا از آنجا که بخشی از توسعه پایدار، توجه به محیط زیست و حفظ و حراست آن است، تربیت زیست محیطی در برآورده ساختن این هدف، نقشی محوری دارد. تربیت زیست محیطی زرتشتی نیز با تاکید زیادی که بر حفظ و حراست و پاس داشتن محیط زیست و عناصر طبیعی دارد، می تواند برای توسعه پایدار الهامبخش باشد. این الهامبخشی را در چند جنبه می توان تشریح کرد.

همان طور که دیدیم در تعالیم زرتشتی، بر کار و کوشش در جهت آباد ساختن جهان تاکید شده است. اما این تاکید نامشروط نیست به طوری که چون مدل های یک جانبۀ توسعه، صرفا سود و منفعت کوتاه مدت را در نظر بگیرد و از سایر وجوه آن غفلت ورزد. برعکس در نگرش زرتشتی، توسعه و آبادانی مشروط به حفظ و حراست از محیط زیست و پاس داشتن و پاکیزه داشتن عناصر طبیعت است. هر چند چنانچه اشاره کردیم این نگرش مبنایی الهیاتی دارد و در ستیز دائم اهورامزدا و اهریمن معنی می یابد و برخی از موجودات و پدیدارهای طبیعت در این نگرش اهریمنی تلقی می شوند، اما نفس اهمیت طبیعت و محیط زیست و توجه به بقا، حراست و پاکیزگی آن، تربیت محیط زیستی زرتشتی را همسو با آموزه های معاصر مربوط به توسعه پایدار قرار می دهد.

همان طور که اشاره کردیم، جشن های زرتشتی در ارتباطی نزدیک با طبیعت بوده، و هدف آنها ستایش و احترام به طبیعت بوده است. این بخش از تربیت زیست محیطی زرتشتی می تواند، الهامبخشی هایی برای آموزش معاصر محیط زیستی در پیوند آن با توسعه پایدار داشته باشد. هر چند تلاش هایی در جهت ایجاد مدارس طبیعت یا برنامه های درسی مرتبط با محیط زیست صورت گرفته است، اما شاید نیاز به تغییر نگرش اساسی در تعلیم و تربیت در ارتباط با طبیعت و محیط زیست ضروری است. احترام و پاسداشت طبیعت در قالب جشن و سور، می تواند به نهادینه شدن نگرشی طبیعت گرا و طبیعت دوست یاری رساند. زندگی شهرنشینی معاصر کودکان را در محاصرۀ دیوارها قرار داده و ارتباط آنها با طبیعت را گسسته است. از این رو ضرورت دارد که پیوندی نزدیک و بیش از قبل میان کلاس درس، برنامه های درسی با طبیعت و محیط زیست به طور کلی برقرار شود.

وجه دیگر تربیت زیست محیطی زرتشتی به شیوۀ رفتار درست و اخلاقی با طبیعت و محیط زیست مربوط می شود. هرچند در این زمینه، نگرش زرتشتی دارای تنگ نظری های الهیاتی در ارتباط با برخی مظاهر طبیعت (موجودات اهریمنی) است، اما با استفاده از علوم زیست شناختی و بوم شناختی جدید، باید تمام عناصر و پدیدارهای طبیعی را در جهت حفظ تعادل و بقای اکوسیستم به طور کلی ارزشمند دانسته و مورد حفظ و حراست قرار داد. نگرش زرتشتی نیز به طور کلی بر چنین رویکرد و رفتاری تاکید داشته و از این لحاظ نیز با اصول توسعه پایدار هم راستا است.

نتیجه‌گیری

آیین زرتشت به عنوان دینی که از قدمتی دیرینه برخوردار و در شکلگیری آموزه های سایر ادیان بزرگ موثر بوده است، بر آبادانی، حفظ و حراست محیط زیست تاکید داشته است. نگرش  زرتشتی به طبیعت و محیط زیست متاثر از الهیات این دین می باشد که این جنبه آن را از نگرش محیط زیستی علمی معاصر متمایز می سازد. در حالیکه نگرش محیط زیستی معاصر به ابتنای علم جدید، تمام موجودات جهان را در جهت حفظ تعادل و بقای اکوسیستم ضروری و ارزشمند می داند، اما در نگرش زرتشتی، برخی موجودات یا پدیدارهای طبیعی مخلوقی اهریمنی دانسته شده و نابود ساختن آنها مورد تاکید قرار می گیرد. یکی از مواردی که در مواجهه با طبیعت و در ارتباط با توسعه پایدار در تربیت زیست محیطی زرتشتی بسیار مورد تاکید قرار گرفته، ارزش کار و کوشش برای آبادانی و سازندگی؛ و همزمان حفظ و حراست طبیعت و محیط زیست و پاس داشتن و پاکیزه داشتن آنها است. تربیت زیست محیطی زرتشتی با تاکید زیادی که بر حفظ و حراست و پاس داشتن محیط زیست و عناصر طبیعی دارد، می تواند برای توسعه پایدار الهامبخش باشد. نفس اهمیت طبیعت و محیط زیست و توجه به بقا، حراست و پاکیزگی آن، تربیت محیط زیستی زرتشتی را همسو با آموزه های معاصر مربوط به توسعه پایدار قرار می دهد. هرچند آیین زرتشتی دارای پیامدهایی برای سایر جوانب توسعه پایدار نیز می باشد، اما در این پژوهش وجه تربیت زیست محیطی آن مورد توجه قرار گرفت و پرداختن به سایر جوانب می تواند موضوع تحقیقات آتی باشد.

منابع

  1. ابراهیم نیا، رضا (۱۳۸۳). اهمیت محیط زیست در ایران باستان، تاریخ پژوهی، ۶ (۲۰)، ۱۱۳-۱۲۲.
  2. آقایی، سیدمجتبی (۱۳۸۷). معمای توحید زرتشتی، هفت آسمان، ۱۰ (۳۹)، ۴۷-۷۸.
  3. انصاری، بهمن (۱۳۹۶)، زرتشت و زرتشتیان، تهران: انتشارات آروَن.
  4. اُنیل، جان؛ اُلاند، آلان و لایت، آندری (۱۳۹۶). ارزش‌های زیست محیطی، ترجمه عیسی پیری، تهران: انتشارات تیسا.
  5. بویس، مری (۱۳۸۴). زرتشتیان: باورها و آداب دینی آنها، ترجمه عسگر بهرامی، ویراست دوم (۱۳۸۴)، چاپ هشتم، تهران: انتشارات ققنوس.
  6. رحیمی، حسین؛ مومنی، جواد (۱۳۸۲). چشم انداز توسعه در تعالیم زرتشت، فصلنامه جمعیت، ۲ (۴۵ و ۴۶)، صص ۱۳۷-۱۶۱.
  7. رستمی‌نسب، عباسعلی (۱۳۸۲)، زرتشت و تربیت، مجلۀ مطالعات ایرانی، ۲ (۴)، صص ۶۱-۷۴.
  8. زاهدی، شمس السادات؛ نجفی، غلامعلی (۱۳۸۵)، بسط مفهومی توسعه پایدار، فصلنامه مدرس علوم انسانی، ۱۰ (۴)، صص ۴۳-۷۶.
  9. صبوری فر، فرهاد (۱۳۹۴). بررسی آموزه های زرتشتی در پاسداشت محیط زیست، اولین همایش ملی پژوهش های کاربردی در نگهداشت محیط زیست، آب و منابع طبیعی، دانشگاه اراک ، اراک: ۱ خرداد ۱۳۹۴، (https://www.civilica.com/Paper-ENVCONF01-ENVCONF01_066.html)
  10. عباسی، محمود و دیگران (۱۳۹۱). اخلاق زیستی از منظر ادیان غیرابراهیمی، فصلنامه اخلاق زیستی، ۲ (۴)، صص ۱۱۵-۱۶۰.
  11. عروج نیا، پروانه؛ هوشنگی، لیلا (۱۳۹۵). متون دینی زرتشتی و محیط زیست: نقش انسان در آبادانی زمین و طبیعت، پژوهشنامه ادیان، ۱۰ (۲۰)، صص ۱۱۱-۱۳۱.
  12. کاویانی راد، مراد؛ تهامی، مرتضی (۱۳۹۲). نسبت ادراک محیطی با آموزه های دینی (مطالعه موردی گاتهای اوستا)، جغرافیا (فصلنامه بین المللی انجمن جغرافیای ایران)، ۱۱ (۳۸)، صص ۲۴۳-۲۵۹.
  13. کلنز، ژان (۱۳۸۶). مقالاتی دربارۀ زرتشت و دین زرتشتی، ترجمه رضا قائم مقامی، تهران: نشر و پژوهش فرزان روز
  14. گات‌ها (۱۳۷۷). ترجمه رستم شهزادی ، تهران: انتشارات فردوس.
  15. موسوی، میرصمد؛ ستایش، سیمین (۱۳۹۶). بررسی سیر تاریخی نقش آموزه های دینی در تعامل انسان با محیط زیست با تکیه بر متون دینی زرتشت و اسلام، کنفرانس بین المللی ایده های نو در کشاورزی، محیط زیست و گردشگری، مرکز آموزش علمی کاربردی شهرداری اردبیل، اردبیل، ۲۶ بهمن ۱۳۹۶، (https://www.civilica.com/Paper-NAET01-NAET01_039.html)
  16. هرست، پل هیوود؛ پیترز، ریچارد استنلی (۱۳۸۹). منطق تربیت: تحلیل مفهوم تربیت از نگاه فلسفه تحلیلی، ترجمه فرهاد کریمی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
  17. Choksy, Jamsheed K. (2005). ‘Zoroastrianism’, in Bron Taylor (ed.), The Encyclopedia of Religion and Nature, Continuum, New York, 1814-1815.
  18. Dhalla, Homi B. (1991). The Avestan view of ecology, K.R. Cama Oriental Institute, Bombay.
  19. Foltz, R. & Saadi-nejad, M. (2007). Is Zoroastrianism an ecological religion? Journal for the Study of Religion, Nature and Culture, 1 (4), 413-430.
  20. Klarin, N. (2018). The concept of sustainable development: from its beginning to the contemporary issues, Zagreb International Review of Economics & Business, ۲۱ (۱), ۶۷-۹۴.
  21. Mehr, F. (2003). The Zoroastrian Tradition: An Introduction to the Ancient Wisdom of Zarathushtra, Mazda Publishers, Costa Mesa.
  22. Oshidari, J. A. (2001). ‘Environmental Protection in Zoroastrianism’, paper presented at the International Seminar in Religion, Culture, and the Environment, Tehran, Iran, 18-20 June.
  23. Palme, J. & Neal, P. (2003). The handbook of environmental education, Taylor & Francis e-Library, New York.
  24. Sauve, L. (1996). Environmrntal Education and Sustainable Development: A Further Appraisal, Canadian Journal of Environmental Education, ۱ (۱), ۷-۳۴.
  25. Strange, T. & Bayley, A. (2008). Sustainable development: Linking economy, society, environment, OECD Publishing,
  26. United Nations Educational, Scientific, and Cultural Organization – United Nations Environment Programme (UNESCO-UNEP). (1978). Final Report, Intergovermental conference on Environmental Education, Tilissi (USSR), ۱۴-۲۶ oct., 1977. Paris: UNESCO-UNEP.

[۱] sustainable development

[۲] Environmental education

[۳] Education

[۴] Environment

[۵] Environmental education

به این مطلب چه امتیازی می‌دهید؟
[۰ از ۰ رای ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *